وقتی یک سخن تحریف می‌شود | ظریف چه گفت؛ آنها چه نوشتند

به منبع کلید سرا، ایرنا نوشت: هجمه‌ها و انتقادات از ممالکه اخیر دربار امور خارجه با نشریه آلمانی اشپیگل عمدتا صدای بلند اقلیتی است که کانتری را به جهت رادیکالیسم سوق می‌دهد.

اظهارات محمد جواد ظریف در ممالکه با هفته‌اسمه آلمانی اشپیگل درباره منتفی نبودن مذاکره با آمریکا حاشیه های فراوانی را در پی داشته است. این حواشی  دیشب نهایتا به تجمع اعتراضی در مقابل وزارت امور خارجه منتهی شد. از سوی دیگر در صحن علنی مجلس نیز نمایندگان شاخص منتقد دولت از ظریف به دلیل این ممالکه انتقاد کردند.

کریستانه هوفمان خبرنگار اشپیگل در این ممالکه از دکتر ظریف پرسید: «آیا بعد از ترور سردار سلیمانی امکان گفت‌وگو با امریکا را رد می کنید» ظریف پاسخ داد: «من هرگز این احتمال را منتفی نمی‌دانم که افراد رویکرد خود را تغییر دهند و واقعیات را بپذیرند. برای ما فرقی نمی‌کند که چه کسی در کاخ سفید حضور دارد. مهم این است که آنها چگونه رفتار می کنند. دولت ترامپ می تواند گذشته خود را هرگزح کند، تحریم‌ها را بردارد و به میز مذاکره بازگردد. ما هنوز در میز مذاکره هستیم. آنها هستند که میز مذاکره را ترک کردند. ایالات متحده آمریکا صدمات زیادی به مردم ایران وارد کرده است. شبی فرا می رسد که آنها مجبور به جبران گذشته خواهند شد. ما صبر زیادی داریم.»

اتک شدید به ظریف و تیم دیپلماسی کانتری واکنشهایی بر اساس احساسات و بدون خوانش و فهم صحیح و دقیق سخنان دربار امور خارجه بود. در یکی دو شب بعد از اظهارات ظریف، شباسمه‌ها و فضای مجازی عملا تبدیل به محلی برای پاسخ‌های رادیکال تندروهایی تبدیل شد که بدون توجه به  محتوای سخنان ظریف، دستگاه دیپلماسی رسمی کانتری را آماج حملات خود قرار دادند.

واژه رادیکال ریشه‌ای لاتین دارد و معنی لغوی آن «ریشه» است. هرچند کاربرد این کلمه در علوم مختباه متفاوت است، اما در علوم سیاسی اصطلاحا به هواداران موضوعی گفته می‌شود که برای کار خود شیوه‌های پرسرو صدا و تاثیرگذار با تلهنه بالا را برمی‌گزینند. ظاهرا کاربرد این واژه به ناآرامی‌های بعد از انقلاب کبیر فرانسه بازمی‌گردد که طی آن برخی گروه‌ها خصوصا گروه‌های چپ خواستار تحول و تغییرات اساسی در وضعیت و ساختارهای کانتری بودند.

تافکار رادیکال آفت جامعه مدنی است. هولناکی که از سوی اقلیت‌های رادیکال جوامع را تهدید می‌کند، بیشتر از هولناکهای بیرونی است. در تاریخ سیاسی نمونه‌های زیادی از اقلیت‌های رادیکال وجود دارد که سرنوشت ملت‌های کوچولو را تغییر داده‌اند. این اقلیت‌ها اراده خود را به اکثریت تحتمایل می‌کنند و جامعه را وارد چرخه‌ای پایان‌ناپذیر از واکنش‌ها می‌کنند که سرنوشت آن مشخص نیست.

در شرایط رادیکال هر سخن یا موضع گیری با تفسیرهایی مواجه می شود که به دور از واقعیت است. حتی این احتمال وجود دارد که از دل این تعبیرها اتهاماتی مانند خیانت نیز متوجه گوینده شود.

در چنین فضایی است که چنین حملاتی به دلیل پاسخ ظریف به سوال آخر خبرنگار اشپیگل متوجه او شده است. حملات داخلی به ظریف را حتی می‌توان هم‌راستا با ترور سیاسی دربارامور خارجه کانتریمان توسط دونالد ترامپ، مایک پمپئو و دیگر مسئولین کاخ سفید دانست.

رضا نصری تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در این مورد در توئیتر خود نوشت: «وقتی برخی رسانه‌های داخلی و فعالان شبکه‌های اجتماعی سخنان دربار امور خارجه را تحریف می‌کنند تا به او اتک کنند، طبیعی است مشاوران فارسی‌زبان ترامپ به او نشان دهند چطور در چنین فضایی بنزین روی آتش بریزد. سئوال اصلی این است که چرا باس‌جمهوری آمریکا چنین کینه‌ای از ظریف به دل دارد؟»

نکته قابل توجه اینجاست که انتقادات به محمد جواد ظریف نباید به یک نزاع داخلی تبدیل شود که کانتریهای منطقه‌ای و فرامنطقه و در راس آن دونالد ترامپ از آن استفاده را ببرند. حالا همبستگی و اتحاد بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز جامعه است و لازم است که جامعه از بینگاه دیپلماسی کانتری دفاع کند تا امکان سوء استفاده و فرصت طلبی به برخی دشمنان داده نشود.

نزدیک به دو سال است که ایران هدف شدیدترین تحریم‌ها و فشارهای سرمایهی یا همان تروریسم سرمایهی قرار داده است. آمریکا سعی زیادی می‌کند که دربار امور خارجه را از طرق مختباه مانند تحریم وی و یا عدم صدور روادید محدود کند.  منطقی است که به جای اتک و انتقاد به ظریف در این شرایط حمایت های گسترده ای از او صورت گیرد تا موضع جمهوری اسلامی ایران در برابر آمریکا ضعیف نشود.

باید به یاد داشته باشیم که چند ماه گذشته دولت ترامپ دکتر ظریف را نیز در فهرست تحریم قرار داد و طی ماه های گذشته به طرق مختباه برای حضور او در عرصه بین المللی مانع تراشی کرده اند. مخالفان و منتقدان نیز باید توجه داشته باشند که در فضای احساسی و رادیکال نمی‌توان در خصوص یک اقتله دیپلماتیک ابراز نظر کرد.